جوان آنلاین: در حالی که یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی آموزش و تربیت پزشکان و رفع نیاز کشور به پذیرش پزشک از کشورهای اطراف بود آنطور که مشاور وزیر کشور خبر داده حدود ۲ هزار پزشک افغانستانی در کشورمان طبابت میکنند که برخی از آنان متخصص و فوق تخصص هستند. حضور ۲ هزار پزشک غیر ایرانی یادآور شرایط نظام سلامت در دوران پیش از انقلاب است. شرایطی که به دلیل کمبود کادر درمان مجبور بودیم از پزشکان هندی و پاکستانی برای سر و سامان دادن به اوضاع بهداشت و درمان کشور کمک بگیریم. همچنان که حالا حضور ۲ هزار پزشک افغانستانی آن هم در شرایطی که کشور به خصوص در حوزه تخصص با چالش کمبود پزشک دست و پنجه نرم میکند، شاید امری اجتنابناپذیر به نظر برسد. این ماجرا، اما ابعاد دیگری هم دارد و نشان میدهد هشدارها در خصوص اینکه با افزایش بیرغبتی برای ادامه تحصیل در حوزههای تخصص در آیندهای نه چندان دور در برخی رشتهها با چالشهای جدی روبهرو خواهیم شد؛ رشتههایی مانند بیهوشی، اورژانس و اطفال که به نوعی رشتههای مادر محسوب میشوند و همین مسئله هم موجب خواهد شد در سالهای آینده به طور رسمی کار بیهوشی بیماران برای انجام اعمال زیبایی را به تکنیسینها بسپاریم؛ حتی بیمارانی که قرار است تحت اعمال جراحی زیبایی قرار بگیرند!
چالش کمبود پزشک و توزیع نامناسب پزشکان موجود در برخی از برههها بیشتر خودنمایی میکند. درست مانند ایام نوروز که همین تعداد کم متخصص به خصوص متخصصان طب اورژانس و سایر تخصصها هم مانند سایر اقشار جامعه به تعطیلات میروند؛ تعطیلاتی که البته هر ساله با عنایت به تراژدی دردناک سوانح جادهای افراد بسیاری را داغدار میکند و جمعیت قابل توجهی را به کام مرگ فرو میبرد. یک ضلع این مرگها، فقدان امکانات درمانی مناسب و نبود متخصصان مقیم در بیمارستانها در ایام تعطیلات است که جدا از برنامهریزی ضعیف وزارت بهداشت و نظام پزشکی برای الزام به حضور پزشکان در ایام نوروز از کمبود پزشک متخصص در کشور حکایت دارد؛ کمبودی که حالا دیگر هیچکس منکر آن نیست.
درمان با کمک پزشکان اتباع
بهرهگیری از تخصص مهاجران موضوعی است که در همه کشورها به خصوص کشورهای مهاجرپذیر امری معمول به شمار میرود و اتفاقاً بسیاری از کشورها ترجیح میدهند اگر قرار است مهاجری در کشورشان تبعه شود، از تخصص افراد متخصص خارجی بهره ببرند. این، اما یک بخش از ماجراست و تحلیل به کارگیری مهاجران دارای تخصصهای گوناگون میتواند از کمبود نیروی متخصص در تخصصهای مزبور حکایت داشته باشد. همچنان که در سالهای نه چندان دور در کشورمان به دلیل فقدان تربیت پزشک کافی مجبور بودیم از کشورهایی نظیر هند و پاکستان پزشک داشته باشیم و حالا هم آنطور که نادر یاراحمدی، مشاور وزیر کشور و رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی گفته است برخی از مهاجران افغان در ایران استاد دانشگاه، پزشک و مهندس هستند. وی تأکید میکند: «در حال حاضر نزدیک به ۲ هزار پزشک افغانستانی در کشور فعالیت دارند که از این تعداد، ۷۰۰ نفر متخصص و فوقتخصص هستند.»
یاراحمدی میافزاید: «در سالهای گذشته، نظام پزشکی برنامه مشخصی برای پزشکان افغانستانی نداشت، چراکه تصور میشد شرایط بازگشت آنان فراهم خواهد شد، اما اکنون برخی از این پزشکان در مؤسسات علمی و دانشگاهها مشغول به کار هستند، هر چند هنوز امکان استفاده بهینه از تواناییهای آنان وجود دارد.»
طبابت این تعداد پزشک افغانستانی در کشور شاید توانسته باشد بخشی از چالش کمبود پزشک را جبران کند، اما هشداری است مبنی بر اینکه اگر حواسمان نباشد، ممکن است برای جبران کمبود پزشک، مهاجران بیشتری را از کشورهای اطراف بپذیریم.
هشدار کمبود پزشک در رشتههای پایه
محمد رئیسزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی هم که از مخالفان افزایش ظرفیتها در پذیرش پزشکی در دوره عمومی است درباره وضعیت دوره تخصص نظر دیگری دارد و تصریح میکند: «با صد زبان هشدار میدهم که اگر مسئولان به خودشان نیایند وضعیت کمبود متخصص در رشتههای پایه دو چندان خواهد شد و در این زمینه باید به قانون بازگردند و از حرفهای پوپولیستی فاصله بگیرند. رشتههای اطفال، بیهوشی، عفونی، داخلی، جراحی عمومی و طب اورژانس باید ویژه دیده شوند، باید تعرفهها و دورههای دستیاریشان در اسرع وقت اصلاح شود.» به گفته وی آموزش بر عهده وزارت بهداشت و بخشی هم نظام پزشکی است و اقتصاد سلامت هم برعهده حاکمیت که باید سهم سلامت از جیدیپی را بپردازند. زمانی که این سهم از ۷/۸ به زیر ۴ میرسد نمیتوان انتظار سامان داشت.
رئیسزاده گذری دوباره به پایین بودن تعرفههای پزشکی دارد و معتقد است به هیچ عنوان تعرفه دستوری ابلاغی، حداقلی و غیرعلمی نمیتواند سلامت جامعه ما را به سامان برساند.
وی با اشاره به افزایش پرداخت از جیب مردم و دلیل ظلم سازمانهای بیمهگر به جامعه پزشکی میافزاید: «دلیل این مسئله تعرفههاست. هیچ صنفی در کشور پیدا نمیشود که تعرفه دستوری داشته باشد و بیش از ۵۰ درصد با اختلاف قیمت واقعی ابلاغ شود. فقط یکبار در سال هم این مسئله رخ میدهد. پزشکان ما تعهد اجباری، مالیات ۱۰درصد، مجازات شدید در قانون دارند. همه از آموزش رایگان استفاده میکنند و کدام رشته تعهد اجباری دارد؟ کدام خدمت و صنف خدماتی در کشور وجود دارد که امروز خدمت کند و ۱۴ ماه بعد دستمزدش را بگیرد.»
به گفته این مسئول، این شرایط باعث کاهش استقبال از دورههای تخصص شدهاست، به گونهای که از ۶۱۱ ظرفیت دستیاری اطفال، زیر یک سوم آن پر میشود؛ یعنی ۲۱۱. در خوزستان با تمام زیرساختهای مناسب این استان در سال ۱۴۰۳ یک نفر متخصص اطفال در حال آموزش است، در حالی که ظرفیت ۳۶ نفری دارد.
رئیس زاده تصریح میکند: «از چه راهی به اینجا رسیدیم، از ظلمهایی که به جامعه پزشکی میشود؛ شامل طرح تعهد اجباری، پرداخت مطالبات ۱۴ ماه بعد، اخذ مالیات سالانه به شکل ماهانه و تعرفه غیرواقعی. این همه ظلم باعث میشود که کسی رزیدنت اطفال و بیهوشی نشود. همین حالا در یک بیمارستان مجهز در منطقه محروم خوزستان، متخصص طرحی زنان و زایمان وجود دارد، اما متخصص بیهوشی نیست که خدمات ارائه شود.»
تدبیر برای تخصص
تعرفهها و مشکلات معیشتی یا رفتارهای پادگانی اساتید با رزیدنتهای تخصص یا برنامهریزیهای نادرست و فقدان نظارت یا شاید هم همه اینها در کنار هم موجب شده وضعیت سلامت در حوزه تخصص روز به روز به بحران نزدیکتر شود. حالا اگرچه رشتههای پولسازی همچون بیهوشی و زیبایی و ارتوپدی به سرعت ظرفیتشان پر میشود و رشتههای اطفال یا بیهوشی چند سال مداوم است که ظرفیتهایشان خالی میماند، اما بخش کمتر مورد توجه قرار گرفته این است تا زمانی که متخصص بیهوشی در اتاق عمل حضور نداشته باشد، نمیتوان یک جراحی سنگین ارتوپدی داشت یا بینی زیباجویی را کوچک و شکم دیگری را جمع و جور کرد! حوزه سلامت نیازمند تدبیر است و از آنجایی که که تربیت یک پزشک متخصص بیش از ۱۰ سال زمان میبرد باید هر چه زودتر فکری به حال حوزه تخصص کرد. لااقل تا بیش از این دیر نشده!